سيد محمد كمره اى
194
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
كه نان را يك تومان مىخرند و سيزده هزار يا بالاتر مىفروشند . بعد دم چهار دكان مخبر آژان احوالپرسى . از آنجا دكان آقا ميرزا على آقاى يزدى . برادر مرحوم شجاع نظام ، قاتل امير اعظم كه معرفيش را نمود آنجا بود . بعد بلند شده قدرى تخم شلغم از سيد تخم فروش گرفته ، حجره آقا ميرزا محمود نفتى رفته قدرى احوالپرسى ، از آنجا به خيابان و وزارت فوائد عامه رفتم . بليطها را به اولى پس دادم كه عجز از رساندنش را دارم . بعد احمد رسيد . قتل آسيابان در كمره براى غارت آرد نوشته حاج عباسقلى خان از كمره رسيد كه آرد طاحونها به واسطه آنكه محمد على خان مىخواست غارت نمايد آسيابان را به قدرى زد كه مقتول شد . بعد ناچارا درويش هفت بار بيشتر وصول نكرد . مجموع را يكبار هشت تومان ، دوبار را هربارى يك تومان چهاربار را هربارى بيست تومان فروخته ، پنج جريب هم در محل سوخت شده . كاغذش را داد . بعد با احمد نيم از شب از ميدان توپخانه دكان استاد محمد على محلاتى احوالپرسى ، بعد به سيزده ميدان قدرى با مشهدى محمد تقى عطار صحبت و طنطور و نفتالين خريده دكان آقا ميرزا سيف الله آمده ، قدرى صحبت و يك جين كبريت خريده ، بعد دكان كربلايى محمد ولى آمده با آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى صحبت و اينكه تشكيل ملى را جمعى حاضر شده جريان بدهند . بىفايده بودن تشكيل ملى در اين وقت بعد به دكان مشهدى على محمد قصاب گوشت خريده با پنير به احمد داده برود خانه . خودم ساعت سه الّا ربع به خانه مرآت رفته از آنجا با تلفن به خانه صمصام زده كه بدانم تعيين حاكم بروجرد را نمودهاند يا خير . جواب نيامد . به قدر ساعتى بيشتر نشسته اوضاع بد را كه تهيه انگليسىها در شهر و در اطراف زياد شده و عما قريب يك لطمه و ضربت به طهران و ايرانىها مىزنند و اگر استشمام غالبيت نمودند به جهت عدم تمايل عموم به آنها اعدامها را درنظر خواهند داشت و اگر فهميدند كه در ايران هم مغلوب متحدين مىشوند براى تشفى قلبشان كاملا فراهم آيد آنچه بايد خرابى نمايند مىكنند و قدرى صحبت